درحال بارگذاری ...

ساعات کار: ‌شنبه تا پنج‌شنبه 9:00 تا 20:00شماره تماس: ‌021-22238895

سوالی که این روزها نباید از فرد داغ دیده و عزادار بپرسیم

grave.jpeg

کمی قبل از اینکه سازمان بهداشت جهانی کرونا را به عنوان پاندمیک در سراسر جهان معرفی کند، یکی از مراجعینم که دیوید نام دارد با احساس غمگینی زیادی با من تماس گرفت.
او بیان کرد که مادرش به طور ناگهانی بعد از یک دوره کوتاه بیماری فوت شده است. زمانی که با هم صحبت می کردیم دیوید از اینکه علت فوت مادرش ممکن است از کرونا باشد هیچ اطلاعی نداشت . اما یک چیز کاملا مشخص بود محدودیت های مربوط به همه گیری این ویروس به شدت بر تجربه سوگ او اثر گذاشته بود.
به خاطر محدودیت های عبور و مرور دیوید نمی‌توانست به کشوری که والدینش در آنجا بودند سفر کند. حتی اگر هم سفر می کرد اجازه ورود به بیمارستان را برای ملاقات مادرش نداشت. از طریق تماس تلفنی و تصویری هم نتوانسته بود که با مادرش ارتباط برقرار کند. آخرین تماسی که با مادرش داشت یک تماس تلفنی بود، آن هم قبل از بستری شدن مادرش. او در کشوری دیگر، دور از خانواده‌اش به تنهایی در غم و غصه خود فرو رفته بود.
وقتی در یکی از شبکه های معتبر، تبلیغی را دیدم به دیوید فکر کردم. این تبلیغ مربوط به معرفی جلساتی بود که برای افرادی برگزار می‌شد که اخیراً به خاطر ویروس کرونا مادرشان را از دست داده بودند و مراسم سوگواری شان هم تحت تاثیر این ویروس قرار گرفته بود.
در جلسه بعدی روان درمانی با دیوید که به صورت آنلاین برگزار می شد از او پرسیدم که آیا در گروه شرکت کرده یا نه؟ دیوید در جلسه شرکت کرده بود اما باعث شده بود که احساس تنهایی و انزوای او بیشتر از قبل شود. او برایم توضیح داد که برگزار کننده این گروه به او پیام داده و گفته با توجه به اینکه مادر شما به علت بیماری کرونا فوت نشده، بنابراین شما به این گروه متعلق نیستید و باید گروه را ترک کنی.

چیزی که باعث شده بود دیوید بعد از شرکت در این جلسه احساس غمگینی بیشتری کند این بود: وقتی با شنیدن فوت مادرم دیگران از من اولین سوال شان این است که به خاطر کرونا مرده، احساس می‌کنم که نحوه مرگ مادرم برای آنها مهم تر بوده است تا وجود خودش و این بیشتر از هر چیزی مرا به هم میریزد.
اگر فردی، عزیزش را از دست داده باشد وقتی این سوال را میپرسیم، ممکن است در ذهنش این فکر بیاید یعنی منی که عزیزم را بخاطر کرونا از دست نداده ام، حق سوگواری ندارم؟
معمولاً وقتی میخواهیم با کسی که اخیراً عزیزی را از دست داده همدلی کنیم یا حرفی با او زده باشیم، ناگهان و ناخواسته اضطراب مرگ سراغمان می آید.

مثلا اگر یک فرد سیگاری با مرگ پدر دوستش مواجه شود که در اثر سرطان ریه فوت شده، احتمالا اولین سوالی که به ذهنش می رسد این است که “آیا پدرت زیاد سیگار می کشید؟”
یا مثلاً فردی که همیشه کوهنوردی میکند وقتی از مرگ کسی مطلع می‌شود که در اثر سانحه از کوه سقوط کرده و فوت شده است، میخواهد این داستان را با جزئیات بشنود و احتمالا با خودش میگوید: نکنه برای منم اتفاق بیفته.
معمولا این مسئله در مورد پزشکان هم صدق می کند. چند سال پیش در تحقیقی که انجام می‌دادم از تعدادی پزشک خواستم که برایم تعریف کنند مرگ کدام یک از بیماران شان بیشتر از همه آنها را تحت تأثیر قرار داده است.
معمولاً بیشتر آنها داستان فردی را مطرح می‌کردند که سن مشابه و علائق مشابه با او داشته و از همه بدتر این که پزشک هم بوده است!
در این روزها که همه ما کرونا را تهدیدی برای جانمان می دانیم به محض اینکه میشنویم فردی فوت کرده است، اولین سوالی که به ذهن ما خطور می کند این است که آیا به خاطر کرونا مُرده؟

در روزها، هفته ها یا ماههای آینده ممکن است، با فردی روبرو شویم که اخیراً عزیزش را از دست داده است و ناگهان این سوال به ذهنمان خطور کند «به خاطر کرونا مُرد؟»

قبل از پرسیدن این سوال لطفاً لحظه ای تامل کنید و به این فکر کنید که این سوال باعث می شود که غم و غصه را برای او حق ندانید.
به جای پرسیدن این سوال می توانید از جملات زیر استفاده کنید:
من زیاد نمیشناختمش بهتون تسلیت میگم اما دوست دارم گاهی وقتا در موردش با من حرف بزنید چون با خصوصیاتی که در شما سراغ دارم احساس می کنم که او هم آدم فوق‌العاده‌ای بوده.

میدونم که چقدر دوستش داشتی. من همیشه در کنارتم و اگه کمکی از دستم برمیاد برات انجام میدم.

من خاطرات خیلی خوبی ازش در ذهنم باقی مونده.

خیلی متاسفم.

ترجمه: عاطفه نکویی

منبع: nekuii.com


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *